آرینا ووروجآرینا ووروج، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

آرینا جونمی

مامانتو کشتی

1391/10/3 18:57
نویسنده : مامان مریم
428 بازدید
اشتراک گذاری

الهی فدات بشم امیدوارم هیچوقت اتفاق دیشب برامون تکرار نشه.      

برات بگم که دیشب وقتی بابا از سر کار اومد وشام خوردیم گفت یه سر بریم خونه دوستش عمو کامیار،که رفتیم و شما بعد از یه کوچولو غریبگی کردن شروع کردی با یکتا بازی کردن و با صندلیای یکتا بازی میکردیو روشون میرفتیو ....خلاصه که همش مواظبت بودم،بعد سیب پوست کندم وبهت دادم مثل همیشه تا بخوری نفهمیدم چی شد دیدم سرخ شدی و همه سیبو کردی تو دهنت وزبونم لال داشتی خفه میشدی،دستمو کردم تو دهنت نتونستم درش بیارم وسریع برت گردوندم وزدم پشتت ولی دیگه بی حال شدم واز گلوت نیومد بیرون و بابا رو صدا زدم که مهدی بیا بچم خییییییییییییییییلی لحظه بدی بود ومن خدارو شکر بابا با خاله مهدیه سیبو در آوردن ومن تا مدتی بی حس بودم و....خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی بد بود خییییییییییییییییلی الان که دارم برات مینویسم بازم حالم بد شد.        

 

شکلک های جالب محمد

خییییییلی ترسیدم خییییییییییییلی،تا خود خدا رفتم.     

                                                 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

لیلا مامان پرنیا
3 دی 91 19:24
وای خیلی سخته میفهمم مریم جون منم چند بار تجربه کردم خدارو شکر که بخیر گذشت امییدوارم خدا همیشه پشت وپناه همه بچه ها وارینای گلم باشه


واااااااای که خییییییییلی بد بود امیدوارم برای هیچ بچه ای پیش نیاد
شیما مامان درینا
4 دی 91 9:16
خدا رو شکر به خیر گذشته دوست خوبم می دونم چی می گی منم این حس و تجربه کردم می دونیم که برای بچه ها از این خطرا هست توکل به خدا که دیگه هیچوقت پیش نیاد . با بزرگتر شدنشون خطرات هم بزرگتر می شه و پس همیشه توکل به خدا . براش اسپند دود کن و صدقه بده


ممنونم عزیزم امیدوارم برای هیچ بچه ای پیش نیاد یادش که میوفتم تنم میلرزه خییییلیبد بود خیییلی
مامان نوژاجوني
4 دی 91 10:20
عزيزم واسه هر مادري يه طوري اين اتفاقها افتاده و حال وروزتو درك ميكنم عزيزم ايشاله هميشه سلامت وشاد ببينيش


واقعا"،ممنونم عزیزم همچنین شما
آناهیتا مامانیه آرمیتا
4 دی 91 18:01
مریم جون صدقه بده براش هرروزخدارحم کرد.
من خیلی ازاین لحظه هامیترسم .خداروشکر .ببوسش گلمو

ممنونم عزیزم،منم خیییلی ترسیدم خیییلی بیحال شدم باور میکنی بیحس شده بودم امیدوارم برای هیچکسی پیش نیاد
مامان ساجده
5 دی 91 21:12
وای خدا خیلی بهش رحم کرده درکت میکنم چون یه چند دفعه ای برای منم این اتفاق افتاده ولی این یه تجربست هر وقت چیزی تو گلوش گیر کرد که امیدوارم که هیج وقت این اتفاق نیفته هیچ وقت دست تو دهنش نکن چون بدتر گیر میکه همیشه دولاش کن بزن پشتش بهتره
آرینا جون رو


مرسی دوست خوبم از راهنماییت
زهرا
8 دی 91 1:58
خداروشکربه خیرگذشت بچه هاهرچه بزرگترمیشن به مراقبت بیشتراحتیاج دارن .امیدوارم دیگه هیچ وقت صحنه نگرانی برای دخترتونبینی دوست من


ممنونم دوست خوبم